الشيخ رسول جعفريان

511

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

عينين گذاشت . به احتمال قوى آن حضرت براى جنگ در سمت راست كوه عينين قرار داشته واندكى جلوتر آمده است . فاصله ميان عينين و احد پيش از اين كمتر بوده اما اكنون به دليل آبادى و خيابان كشى كوه كوچكتر شد و لذا فاصله آنها بيشتر شده است . در واقع ، اين محل مدخل ورودى شهر بوده و بارها بر روى كوه عنينين ( الرماة ) قلعه‌هايى ساخته و خراب شده و سبب فرسودگى كوه و كوچك شدن آن شده است . « 1 » گفته شده كه حدود هزار نفر همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از شهر خارج شدند اما همانگونه كه گذشت قريب به سيصد تن با ابن ابَىّ بازگشتند . « 2 » پرچم مهاجران در دست على بن ابى طالب عليهما السلام « 3 » ، پرچم انصارِ اوسى در دست اسَيْد بن حُضير و پرچم انصار خزرجى در اختيار حُباب بن منذر قرار گرفت . « 4 » چهره‌هاى برجستهء سپاه شرك ، خالدبن وليد ، عكرمة بن ابى جهل ، صفوان بن اميه و عبد الله بن ابى ربيعه بودند . به گزارش واقدى ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صفوف سپاهيان خويش را منظم كرده شانه هايشان را با يكديگر برابر كرد . « 5 » پس از آن ضمن خطبه‌اى ، مردم را توصيه به عمل به احكام الهى و پرهيز از نواهى خداوند كرده ، آن روز را ، روز مزد و پاداش دانستند ، البته براى كسانى كه صبر ، يقين ، تلاش و نشاط را پيشهء خود كنند . آن حضرت جنگ با دشمن را جنگى سخت خواندند كه تنها صبر آن را آسان مىكند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : از اختلاف و نزاع با يكديگر بپرهيزيد كه مايهء ضعف و ناتوانى است و خداوند آن را دوست ندارد . « 6 »

--> ( 1 ) . در اين باره مقالهء مستقلى نگاشته‌ايم كه در مقالات تاريخى ، دفتر نخست چاپ شده است . ( 2 ) . شعرى از كعب بن مالك صراحت در تعداد سپاه اسلام دارد : ( نك : دلائل النبوه ، بيهقى ج 3 ، ص 209 ) ثلاثة الاف و نحن نصية * ثلاث مئين ان كَثُرْنا و اربع ( 3 ) . يكى از فضايل اصحاب همين بوده كه لواء يا رايه در دست آنها باشد . امام على عليه السلام بخاطر شجاعت خود معمولًا پرچمدار يا رايت‌دار سپاه اسلام بود ، اما هر بار برخى راويان عثمانى مذهب دربارهء از بين بردن اين فضيلت مىكوشند . يك راه آن اين است كه مثلًا گفته مىشود : لواء مهاجرين در دست على عليه السلام بود اما گفته‌اند كه لواء دست مصعب بن عمير بوده ! از همه جالب‌تر روايتى است كه بيهقى از مغازى موسى بن عقبه نقل كرده كه در آن آمده : حامل لواى مهاجرين يكى از اصحاب بود كه مىگفت : من عاصم ( به معناى حافظ ) چيزى خواهم بود كه به دست من است آنگاه طلحة بن ابى طلحه گفت : اى عاصم ، آيا به جنگ من مىآيى ؛ گفت آرى و سپس طلحه را به قتل آورد ؛ نك : دلائل النبوه ، ج 3 ص 210 ؛ در اين روايت با اين كه از نظر تاريخى روشن است كه آن فرد جز امام على عليه السلام نبوده ، راوى از آوردن نام او خوددارى مىكند . دربارهء شواهدى كه نشان مىدهد لواى مهاجرين در احد در دست امام على عليه السلام بوده نك : الصحيح من سيرة النبى ، ج 4 صص 197 - 193 ( 4 ) . المغازى ، ج 1 ص 215 . ( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 316 ( 6 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 223 - 222 ؛ در اشعار كعب مالك اشاراتى به دستورات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمده و ضمن آن از اين نكته ياد شده كه بايد ترس از مرگ را كنار بگذارند و خالص براى خدا باشند : قال رسول الله لما بَدَوا لنا * ذروا عنكم هَوْل المنيات و اطمعوا و كونوا كمن يشرى الحياة تقرباً * الى ملك يُحْيا لديه و يُرْجع نك : السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ص 133